چایی تازه دم
22 خرداد · · خواندن 1 دقیقه مثلا قرار بود چهارشنبه و پنجشنبه ها اینجا یه فعالیت ریزی داشته باشم که نخوابه.

ولی چنان سرم تو کل هفته شلوغ بود که زبان هم درست و حسابی نخوندم.
هفته بعد هم که ماه قراره تموم بشه و من باید حرف و حدیثم سر جلد دوم مانگا ناکجا موعود رو بزارم.
این وسط یه وب جدید تو همین بلاگیکس زدم. احتمالا متوجه شدید. این یکی در مورد کمیک های فندوم برای انمشین معروف ایتالیایی وینکس کلاب. من معرفی و خلاصه چیزی که میخواد رو تو وب نوشتم. که اگه یهو دلتون خواست کمیک ها رو بخونید، حسرتش رو نکشید، زیزی برایتون همه چیز رو آماده کرده.
قبلا تو بلاگفا بود، اوردمش بلاکیگس. این هفته اینقدر تو اسباب کشی بودم که نگو. اخه خونه مادربزرگم اینها رو بالاخره فروختند و داریم اسباب و اثاثیه این ور و اون ور میکنیم.
یه بار تو دانشگاه استاد مون میخواست مدل کلاس رو عوض کنه یعنی اونی که زوج و فرد رو ثابت کنه و اونی که ثابت رو متغیر. ما مشکلی نداشتیم بجز یکی. که استاد برخلاف خیلی از اساتید گفت اون یه نفر هم مشکلی نیست. البته اساتید معمولا اگه بیشتر از یه نفر مشکل داشته باشند، تصمیم شون رو کنار میزارند.
لپ کلام اینکه من دارم روزهای فرد میرم کلاس کامپیوتر برای مدرکش. حالا یه نفر پنجشنبه نمیتونه بیاد ولی بیشتر مون شنبه نمیتونم بیایم. ولی کلاس رو انداختند شنبه ها. خب این یعنی چی. ادم حرص میخوره نمیدونه چی بگه. نلیحبسباجمکلیس.
این وسط ماده ۲۸( ازمون برای معلمی) هم "اره" ( اجازه) بیاد، خیلی خوشحال میشم.
من به کارهام هم برسم بیشتر.