analyzing TPN Manga vol 1_1
30 اردیبهشت · · خواندن 10 دقیقه این یکی از پستهای بیان هست و همون طور که قولش رو دادم قراره اخر هر ماه تحلیلی از مانگا ناکجا اباد موعود بزارم.
من هرسال میخوام اینپستها رو بزارم ولی متاسفانه هر دفعه یه مشکلی میومد جلو و در نهایت بیان از دستم خلاص شد و بهم گفت برو به درک.
برای کسایی که از بیان این پست خوندن و نمیخواید دوباره بخونید، پسشنهاد میکنم فقط قسمتهای ستاره دار رو بخونید اونها مطالب جدیدی هستند. تقریبا اواخر پست میشه. برای این پست کمه ولی سعی میکنم تو بقیه زیاد باشه. البته اگه پیدا کردم.
خب حالا پس از سالها اینجام و قراره از بررسی خود اثر، تئوری هایی که مربوط به ناکجااباد پیتر و وندی هست و همچنین از صفحه های اضافه، چپتر ها و ناول هایی که داشته، صحبت کنم.

قرار این کار رو، جلد به جلد برم جلو و امیدوارم باعث نشه از خوندن دوباره بد تون بیاد. البته شاید بعدا نظرم عوض بشه و روند رو تغییر بدم. ولی فعلا این تحلیل دست و پاشکسته رو داریم.
پس برای سومین بار پست تحلیلی جلد اول ناکجاآباد موعود با حضور شخصیتهای ناکجاآباد رو تقدیم تون میکنم. احتمالا به خاطر اینکه تو بلاکیگس جا نیست. به دو قسمت تقسیم بشه.
پس بفرمایید.
معرفی اثر اصلی رو تو این پست بهتون گفتم. پس فقط اولش یه نکته، که ممکنه برای این ماجراجویی تو مانگا ناکجا اباد موعود با بنده لازم تون بشه. احتمالا تو خوندن یا نگاه کردن اثر حس کردید که یه ارتباطی بین این ناکجااباد و اون ناکجااباد هست.
به احتمال زیاد خیلی هاشون چرت و پرت یا باحال باشند ولی من مریض این دو تا کتاب ام و میخوام با شما هم این موارد رو به اشتراک بزارم.
من حرف حسابم بیشتر با کتاب پیتر و وندی اثر جمیز بری هست ولی مجبورم در مورد تئوری های این داستان هم صحبت کنم. چون انگار داستان این مانگا، مخلوط کتاب اصلی و تئوری هست.

اگه میخواید کتاب اصلی رو بخونید، میتونید از" اینجا" دانلود کنید و یا تو فیدیبو هم نسخه ترجمه و هم نسخه انگلیسی ش، موجود هست. ممکنه اسم های دیگه هم داشته باشه. پس به اسم نویسنده حتما دقت کنید.
و اگه اهل خوندن نیستید یا حوصله ش رو ندارید، بهتون فیلم "peter pan" سال 2003 که خیلی به کتاب اصلی نزدیک هست و بیشتر کتاب رو پوشش داده و فیلم بعدی هم "در جست و جو ناکجا اباد" سال 2004 در مورد نویسنده اثر هست، پیشنهاد میکنم.( قسمت موردعلاقه ام تو کتاب، قسمت بادبادک ولی متاسفانه بحز فیلم دومی هیچ اشاره ای دیگه ای بهش نشده.)
و اما در مورد تئوری ها. تئوری ها بیشتر شون متاسفانه، با تشکر از والت دیزنی با تغییرات مسخره ای که در شکل پیترپن و داستان اصلی داده، توسط فندوم ( که یه عده اینها رو به عنوان داستان اصلی به مردم میفرشند) ساخته شده. که اگه داستان رو خونده باشید یا زندگی نامه جمیز بری رو بخونید، متوجه مسخره بودن تئوری ها میشید. قراره رو در طی تحلیل بگم و بهتون میگم که چرا چرت و پرت اند و تو کدوم قسمت مانگا استفاده شده. این هم بگم که بجز این دو مورد ممکن به انمشین یا کتاب های دیگه هم اشاراتی بکنم.
البته به احتمال زیاد معروفترین تئوری رو بدونید، اینکه پیتر ادم بد است و جمیز ادم خوبه است و از این چرت و پرت ها. والا من فکر کنم کسی که این تئوری رو داده یا با پسر بچه ها سر و کله نداشته یا از دزدان دریایی چیزی نمیدونه یا کتاب رو نخونده و با نویسنده اشنا نبوده. کتاب به این خوبی، پر از نماد زندگی و مرگ، کودکی و بزرگسالی، ادم خوب هایی که اشتباه میکنند و ادم بد هایی که از احساسات شون میگند. همه شون رو دیزنی له کرد زیر پاش :"""""""""""""(
خیلی خب، حرف زیاده ولی زمان کم و جا کم. پس جلد اول رو شروع میکنیم.
جلد اول تصاویری خود مانگا شروع میکنم.


ترجمه، از راست به چپ:
کایو شیرای:
نکته های مهم شخصی نویسنده شیرای برای طرفداران ناکجااباد موعود:
۱.بیشگویی در هنر یا نقاشی ها ( ولی نمیگم کجاست)
۲.سرزندگی شخصیت ها تو پس زمینه( میتونید چشم های کنی، تو صفحه ۲۰ پنل ۲، چک کنید)
۳.کیفیت شگفتانگیز نقاشی بچه کوچولو ها روی دیوار ( چپتر سوم)
پوسوکا دمیزو :
این اولین مجموعه هفتگی منه! هر روز خیلی هیجان زده، دست پاچه و پر انرژی هستم! قراره نقاشی بکشم و بکشم!
ممنون که خوندید! سخت روی جلد دوم کار میکنم .
همه ش رو ممنون استاد شیرای هستم.
* اون پایین هم کار های قبلی شون رو نوشته.



حالا بریم داخل این جلد. جلد اول یه اشنایی کلی از داستان مانگا ست. از شناخت کارکتر ها بگیر تا محیط اطراف شون، از مشکلات و راز های پنهان این دنیا، که با خوندن ش، میتونید حال ش رو ببرید. پس حتما اول بخونید بعد بیاید.
از جلد شروع مکنیم. دومیزو پوساکا، که نقاش این اثر باشه، بیشتر وقت ها از عنصر دایره استفاده میکنه، اگه به جلد نگاه کنید، تمام گریس فیلد و کتابخونه مثل یه دایره ای، دور بچه ها کشیده شده.

کنی (خدا رحمت ش کنه )، ممکنه به خاطر اینکه از این خراب شده ازاد شده، به اسمون نگاه میکنه ولی در مقابل گیلدا به کتابخونه نگاه میکنه، انگار که چیزی میدونه یا چیزی توجه ش رو جلب کرده.
نکته بعدی در مورد اِما ست، دست ش رو اورده جلو، انگار که داره از ما دعوت میکنه تا باهاش بریم، درست مثل پیتر که از وندی خواست باهاش بیاد به نورلند و دست ش رو برد جلو. با این حال، ری از اینکه ما بیایم چنان خوشحال نیست و نورمن هم دوست داره مثل ما، دست اِما رو بگیره.
همون طور که از همین جلد میدونید، کتابخونه بخش مهمی از داستان و تمام اطلاعات بچه ها رو در برگرفته ولی نه همه اطلاعات رو. اگه کمی دیگه دقت کنید، میبیند که بچه ها انگار از کتابخونه دارند میاند بیرون انگار که تو کتابخونه اتفاق بدی افتاد، البته ناگفته نماند که زیر پله ها در کنار کتاب های روی زمین، ستون های شکسته شده، وجود داره. تمام اینها میتونه نشانه اگاهی بچه ها از راز یتیم خونه باشه.
تو عکس اول رنگی این جلد هم. تمام بچه ها بجز دو نفر، دارند به افق نگاه میکنند.

نگاه بچه ها، ممکنه به نشانه امیدی تازه در زندگی شون باشه. عوض ش تنها کسایی که متفاوت عمل میکنند اِما و ری هستند. اِما داره به ما نگاه میکنه، از اونجایی که اون یه پیترپن هست ممکنه داره به شکست پرده چهارم، توسط پیتر تو اثر اصلی اشاره کنه. ری هم به نقطه دور، تو سایه ها، برخلاف بقیه نگاه میکنه.
حالا پرده چهارم چیه؟
این دیوار یا پرده چهارم در هنر، اصطلاحاً بهش دیوار نامرئی گفته میشه که بین هنرپیشگان و تماشاگران وجود داره. که تو تئاتر به وجود اومده و تو انمشین ها هم این مورد استفاده میشه مثلا سریال انمیشین مردعنکبوتی نامحدود.
اول اینکه دلیل من برای خوندن این مانگا چی بود؟
به خاطر کلمه نورلند ش بود. همون جزیره رویا ها که تو هیچ نقشه ای پیدا نمیشه، جزیره ای که اولین بار تو داستان پیتر و وندی به ما معرفی شد. این جزیره، جزیره خواب و خیال هست، جایی که زمان توش معنی نداره، ممکنه سالها توش بدون بزرگ شدن، زمان بگزرونی در حالی که تو دنیای واقعی تنها یک ساعت غایب بودی.
ولی در مقابل خطراتی زیادی داره، از جمله موجودات بزرگ و وحشتناک و بچه هایی که اونجا زندگی میکنند از دست بزرگتر ها هم در امان نیستند. شاید تا الان متوجه بعضی شباهت ها شده باشید و بدونید که دارم چی میگم.
تو مانگا، بچه ها ازاد اند که همه کار انجام بدند ولی بزرگتر ها و محیط بیرون خطرناک اند. خطراتی که پشت دیوار های یتیم خونه است دقیقا مثل خطراتی که بیرون از مخفیگاه ها پسر ها بوده.
ماما ها، مثل ادم بزرگ های داستان یعنی پری دریایی ها، سرخ پوست ها و دزدان دریایی خطرناک اند و شیاطین مثل موجودات بزرگ و بومی اون جزیره اند، مثل تمساحی که همیشه دنبال جمیز هوک بود.
وقتی مانگا رو شروع کردم بین شخصیت های دو نورلند، شباهت هایی پیدا کردم.
اِما، شخصیت اصلی این داستان، دختری زرنگ و سرزنده با کودک درون فعال که رفتار شبیه به پیترپن داستان داره. من تو همون چپتر اول، حس کردم همون پیتر کوچولو داستان بری هست و هر چه قدر که میریم جلو پیتر رو بیشتر تو اِما میبینیم ولی این به معنی این نیست که اِما دقیقا همون پیتر. در واقع اِما یک الهام از پیتر، تمام پیتر نیست، پس بیشتر خصوصیات پیتر تو اِما دیده میشه. این رو هم یادمون نره که از نظر ظاهری هم شبیه به پیترپن، تو انمشین دیزنی میمونه، هردو شون مو نارنجی اند.
در کنار این، همیشه به دشمن بودن یا اعتماد نداشتن به ادم بزرگ ها تو پس ذهن شون، تاکید دارند.

بعد اون نورمن که پسر باهوش با ذهن تاکتیکی بالا، این مورد شاید کمی چرت بیاد، البته همه شون چرت و پرت اند، در این شکی نیست.
نورمن، من رو یاد تینکربل می اندازه چون چپ و راست، همراه اِما ست و اون رو خیلی خیلی دوست داره. همون طور که تینکربل، پیتر رو دوست داشت.ولی باز هم همه خصوصیات تینکربل مال نورمن نیست.

نفر بعدی، ری، پسری کتابخون که استراتژدی بالایی داره. در مورد ری، من مشکل داشتم اینکه اون ایا وندی هست یا کاپیتان هوک.

این مورد قراره در اینده مشخص بشه ولی من به خاطر رنگ مو هاش, ویژگی و رفتاری که با اِما داره، بیشتر اون رو جمیز هوک میبینم تا وندی.
حتی همین رو هم میتونم برای ماما این یتیم خونه یعنی ایزابلا هم بگم. ایزابلا مثل وندی، نقش یه مادر مهربون رو داره ولی مثل جمیز، استراتژی بالایی داره ولی از اون طرف یه راز داره که میفهمیم اون هم زمانی یه یتیم از همین یتیم خونه بوده و میشه پیتر ولی از طرفی تینکربل هم هست چون اون بچه ها رو میاره تو یتیم خونه، و یه نفر هم گفته بود تینکربله به خاطر مدل موهاش و زنگوله که داره.

و باز هم در اینده کایوشیرای بهمون میگه که از نورلند بری چطور برای ساخت نورلند خودش استفاده کرده.
این ویژگی ها رو تو خود بری هم میشه دید، اون یه پسر بچه درون داشت و خیال پرداز بود مثل پیتر ولی از طرفی یه بزرگسال شکست خورده مثل جمیز.
راستی بقیه بچه ها هم نقش پسرهای گمشده رو دارند، البته اینجا بچه های گمشده اند و مثل کتاب هر کدوم شخصیت و رفتار های خودشون رو دارند. پسر های گمشده کتاب، واقعا خیلی بچه های باحالی اند، هر کدوم یک شخصیت دارند و بچه های اینجا هم همین طور و باهم شون به شکل جداگانهای حال میکنید. رفته رفته شاید شباهت هایی هم بین بچه ها دیگه پیدا کردم.
درست که مثل داستان بچه ها چون به نوعی به خاطر اینکه میخواند بزرگ بشند، پیتر یا ماما یتیم خونه به خاطره عقایدش کاری نمیکنه و فقط از گروه حذف شون میکنه و به دست دامان خطرات بیرون فرستاده میشه ولی برخلاف ش، تعداد شون تو مانگا ثابت در حالی که تو داستان تغییر میکرد و معمولا پسر بودند.
*راستی این بچه جدید که جای کنی اومد و خیلی شبیه به اما و کمی هم شبیه به نورمن بود رو یادتونه؟
این شباهت به خاطر اینکه شیرای و پوکوسا در مورد اینکه بچه این دو تا ممکنه چی شکلی باشه، با هم صحبت کردند و در اخر این کارکتر رو ساختند. خود صاحبان اثر هم اما و نورمن شیپر بودند و ما نمیدونستیم، خخخ.
*اون نقاشی های بچه ها، روی دیوار هم اثر شیرای هست نه پوکوسا، خخخ.
از اینها بگذریم، به نکته جالب و مهم دیگه میرسیم، یعنی زمان.
ولی چون مکان نداریم پس میریم که ادامه تحلیل رو فردا داشته باشیم.